معانی کلمه : کلوا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(کُ ) (اِ. ) رخنه گرفتن و وصل کردن چیزی به چیزی دیگر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) رخنه گرفتن و وصل کردن چیزی بچیزی دیگر .
گویش مازنی
از انواع نان – نانی که زیر خاکستر گرم اجاق پخته شود،نان ...
/kelvaa/ از انواع نان – نانی که زیر خاکستر گرم اجاق پخته شود، نان دامداران
