Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کله

تلفظ بین المللی : /kˈalleː/ تلفظ :‌ [k'alle:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • کَلَّه
  • کَـلَه
  • کُلَه
  • کله اردکی
  • کله برانداختن
  • کله برهنه
  • کله بستن
  • کله بند
  • کله بنددار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کلة. [ ک َل ْ ل َ ](ع ص ) کارد کند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

کله . [ ک َل ْ ل َ ] (اِخ ) شعبه ای از طایفه ٔ بابادی هفت لنگ بختیاری است .

کله . [ ] (اِخ ) نام شهری و مدینه ای باشد. (برهان ). نام شهری . (ناظم الاطباء). و رجوع به کَلَه (اِخ ) شود.

کله . [ ک ُ ل َ / ل ...

فرهنگ عمید

کلاه#NAME?

بالای سر؛ کاکل.

۱. پرده.۲. سراپرده.۳. روپوش.۴. پشه‌بند.⟨ کله بستن: (مصدر لازم) [قدیمی]۱. پرده کشیدن.۲. خیمه بستن؛ خیمه زدن: ◻︎ درون خرگه از بوی خجسته / بخور عود و عنبر کله بسته (نظامی‌۲: ۱۵۶)، ◻︎ می‌دمد صبح و کله بست سحاب / الصبوح الصبوح یا اصحاب (حافظ: ۴۲).⟨ کلهٴ خضرا: [قدیمی، مجاز] آسمان.⟨ کلهٴ نیلوفری: [قدیمی، مجاز] آسمان....

فرهنگ معین

(کُ لَ هْ) (اِ.) مخفف کلاه .

(کَ لِ) (اِ.) 1 - اجاق . 2 - دیگدان .

(کِ لَّ) [ ع . کلة ] (اِ.) روپوش ، پشه بند، سایبان ، ج . کِلَل .

(کُ لَ یا لِ) (ص .) 1 - کوتاه ، ناقص . 2 - بی دم ، بی دسته . 3 - (اِ.) شرم مرد، ذکر.

(کَ لَ یا لِ) (اِ.) 1 - رخساره ، روی ، چهره . 2 - گوی که در وقت خندیدن بر دو طرف روی پیدا شود.

(کَ یا کِ لِ) (اِ.) 1 - بخیه کردن خیاط جامه را. 2 - هر مرت...

فرهنگ فارسی

جوی آب
( اسم ) خوره .
شعبه از طایفه بابادی هفت لنگ بختیاری است .

دانشنامه عمومی

کله ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد:.کله یا سر، به عنوان عضوی از بدن جانوران.کله، برای بخش بالایی و سر هر چیزی ممکن است از واژه کله استفاده شود. مثلاً کله دستگاه، قسمت کلگیکله (بورکینافاسو)، شهری در بورکینافاسوکُلَه می تواد مخفف کلمه کلاه باشدwiki: ایران است.wiki: بخش نیاسر شهرستان کاشان در استان اصفهان ایران است.این روستا در دهستان کوه دشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ...

گویش مازنی

۱یکان شمارش ۲نفری،هر نفر

جای کشت بوته های خیار و خربزه و هندوانه

۱بلندی ۲از توابع راستوپی شهرستان قائم شهر

۱اجاق،آتش دان،اجاقی که در کنار تنور باشد،اجاق گلی با سوخت ...

۱زمینی که درختان آن را تراشیده و برای زراعت آماده کرده اند ...

۱کوچک ۲توله ی حیوان – در مقام تمسخر به بچه ی آدمی نیز گویند ...

/kole/ زمینی که درختان آن را تراشیده و برای زراعت آماده کرده اند -...

مترادف و متضاد

قله

فکر، مغز

راس، سر، مخ

۱. راس، سر، مخ
۲. قله
۳. فکر، مغز

head (اسم)سر، عنوان، سالار، نوک، رئیس، سرصفحه، رهبر، متصدی، کله، راس، دماغه، انتها، سار، موی سر، ابتداءbrain (اسم)ذکاوت، مغز، هوش، مخ، کله، خردpate (اسم)سر، مغز، کله، سر یا قسمتی از سر انسانnoddle (اسم)سر، کله، پشت گردنpash (اسم)سر، نرمی، یورش، کله، باران شدید، ضربت خردکنندهpericranium (اسم)مغز، کله، قسم...

واژه نامه بختیاریکا

( کُلَه ) ( پ ) ؛ کلاه؛ سرپوش اصلی مردان بختیاری از جنس نمد سیاه و گاه سفید به ارتفاعی بین هشت تا بیست سانتیمتر ( کُلَه ) اتاق محقر؛ مکانی مخصوص نگهداری بره ها ( کُلَه ) جا یَه جو من کله کسی نبیدِن ( کُلِه ) چوبهایی کوچکتری که بر روی شبه میچینند ( کِلّه ) کِل؛ گوشه ( کِلِّه ) گوش بریده؛ حیوان یا انسانی که گوش کامل نداشته باشند ( کِلّه ) ناقصپوک...

کلمات مرتبط

  • کَلَّه
  • کَـلَه
  • کُلَه
  • کله اردکی
  • کله برانداختن
  • کله برهنه
  • کله بستن
  • کله بند
  • کله بنددار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات