معانی کلمه : کلمرغ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کرکس#NAME?
= کرکس
فرهنگ معین
(کَ مُ ) (اِمر. ) نوعی کرکس که سر وی پر ندارد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) نوعی کرکس که سر وی پر ندارد : ( بیض. کلمرغ بزیر همای از نسب خویش بود بچه زای ) . ( امیر خسرو )
نوعی از کرکس باشد و آن مرغی است که بر سر او پر نمی باشد.نوعی است از کرکس مردار خوار که سر آن پرندارد و کل است .
نوعی از کرکس باشد و آن مرغی است که بر سر او پر نمی باشد.نوعی است از کرکس مردار خوار که سر آن پرندارد و کل است .
