معانی کلمه : کلباد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
یکی از دهستانهای بهشهر شهرستان ساری ( مازندران ) واقع در خاور بخش بهشهر. شمال آن دشتی است که به خلیج گرگان می پیوندد و در جنوب کوهستانی جنگلی است . هوایش معتدل و مرطوب و دارای ۹ آبادی و ۵۷٠٠ تن سکنه است .
گویش مازنی
نام قریه ای است نزدیک بهشهراین روستا در آخرین حد شرقی بهشهر ...
/kolbaad/ نام قریه ای است نزدیک بهشهراین روستا در آخرین حد شرقی بهشهر و مازندران واقع استقسمت شمالی آن دشتی است که به خلیج گرگان منتهی می شود و قسمت جنوبی آن کوهستانی جنگلی است
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: kalbād) به معنی ' دارای بویِ گل ' ؛ (در اعلام) پهلوانی تورانی معاصر پشنگ و منوچهر ، پسر ویسه و برادر پیران پهلوان تورانی است . ← گلباد .
