Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کلب

تلفظ بین المللی : /kˈalb/ تلفظ :‌ [k'alb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • کلب اصغر
  • کلب اعظم
  • کلب الروم
  • کلب اکبر
  • کلب سرا
  • کلب جبار
  • کلب راعی
  • کلب متقدم
  • کلب حصاری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

کلب . [ ک َ ] (اِخ ) نام موضعی است میان قومس و ری . (منتهی الارب ).

کلب . [ ک َ ] (اِخ ) ابن عمروبن لؤی از بحیله . جد جاهلی است . (از اعلام زرکلی ).

کلب . [ ک َ ] (اِخ ) جد جاهلی و فرزندان او بطنی از خثعمند و منازل آنها به ارض حجاز است . (از اعلام زرکلی ).

کلب . [ ک َ ل ِ ...

فرهنگ عمید

۱. دهان؛ گرداگرد دهان؛ پوز؛ نس.
۲. منقار پرنده.

ویژگی سگ گزنده و مبتلا به هاری.
⟨ کلب‌کلب: ‹کلب‌الکلب› [قدیمی] سگ دیوانه و گزنده؛ سگ هار.

سگ.
⟨ کلب اصغر: (نجوم) از صورت‌های فلکی واقع در نیمکرۀ شمالی؛ کلب مقدم.
⟨ کلب اکبر: (نجوم) از صورت‌های فلکی جنوبی؛ کلب اعظم؛ کلب‌الجبار.

سگ.* کلب اصغر: (نجوم ) از صورت های فلکی واقع در نیمکرۀ شمالی، کلب مقدم.*...

فرهنگ معین

(کَ لَ) (اِ.) منقار مرغان .

(کَ) [ ع . ] (اِ.) سگ . ج . کلاب .

(کَ لَ ) (اِ. ) منقار مرغان .
(کَ ) [ ع . ] (اِ. ) سگ . ج . کلاب .

دانشنامه آزاد فارسی

کَلْب(یا: کلب بن وبره) قبیلۀ بزرگ عرب عدنانی، از قبایل قضاعه، ساکن تبوک و دومة الجندل و اطراف شام در عصر جاهلیت، مرکب از طوایف متعدد، ازجمله بنی کنانه، بنی بجدل، بنی منقذ، بنی عدی، بنی زهیر، بنی علیم، بنی جناب، و بنی معقل. کلبی ها در عصر جاهلیت، تابع دولت روم و مسیحی بودند. بعضی از این مردم در خلافت ابوبکر به اسلام گرویدند. گروهی از کلبیان به همراه بکریان و چند طایفۀ دیگر از قضاعیان که در حوالی ان...

فرهنگ فارسی

سگ
کلپ، کلف، کلفت:دهان، گرداگرددهان، پوز، نس، سگ
( اسم ) سگ جمع : کلاب .
کلب کلب سگ دیوانه و گزنده . سگ هار و گزنده

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی کَلْبِ: سگمعنی وَدّاً: نامی یکی از پنج بت معروف که در زمان حضرت نوح پرستیده می شدند این بت متعلق به قبیله کلب بوده استتکرار در قرآن: ۶(بار)سگ. . حکایت او مثل حکایت سگ است که اگر به آن حمله کنی زبانش را بیرون می‏کند و اگر با آن کار نداشته باشی باز زبانش را بیرون می‏کند این جریان انشاالله در «لهث» بازگو خواهد شد. مُکَلِب (به صیغه فاعل) کسی است که به سگ تعلیم شکار می‏دهد . پاکیزه‏ه...

کلمات مرتبط

  • کلب اصغر
  • کلب اعظم
  • کلب الروم
  • کلب اکبر
  • کلب سرا
  • کلب جبار
  • کلب راعی
  • کلب متقدم
  • کلب حصاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات