Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کلاکموش

تلفظ بین المللی : /kalˈɑkmuːʃ/ تلفظ :‌ [kal'Akmu:S]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کلاموش
  • کاکوش
  • کماموش
  • کلاکهون کلاید
  • کلامویی
  • کلاکوب
  • کلاکوی
  • کیاکوشیار
  • الوا کلاکماننشر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کلاکموش. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) موش صحرایی و دشتی باشد، چه کلاک دشت و صحرا را گویند. ( برهان ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). عضل. یربوع. رکن. رکین. ودع. اودع. جرد. صداد. قرنب. قداد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

پستانداری جونده و خاکی رنگ با دم دراز و پاهای بلند که می تواند با پاهای عقبی خود بجهد، موش صحرایی.

فرهنگ معین

(کَ ) (اِمر. ) موش صحرایی ، موش دشتی ، کلاوو.

فرهنگ فارسی

( اسم ) موش صحرایی موش دشتی

کلمات مرتبط

  • کلاموش
  • کاکوش
  • کماموش
  • کلاکهون کلاید
  • کلامویی
  • کلاکوب
  • کلاکوی
  • کیاکوشیار
  • الوا کلاکماننشر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات