کلاوه. [ ک َ وَ / وِ ] ( اِ ) کلافه و چرخه. ( ناظم الاطباء ). کلافه است که ریسمان خام بر چرخه پیچیده باشند. ( برهان ). ریسمانی که بر چنگلوک تنند. ( آنندراج ). کلاف. کلاوه ریسمان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : برای ساعد و دست مبارکش گردون ز خط اسود و ابیض کلاوه ای بتند.( از فرهنگ جهانگیری ).- کلاوه ماه ؛ ظاهراً هاله و خرمن آن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : با نور تو، ماه را کلاوه ش چه سود که ری...
فرهنگ عمید
۱. سرگشته، گیج، سراسیمه. ۲. (اسم ) =کلاف
فرهنگ معین
(کَ وَ یا وِ ) (اِ. ) = کلایه . کلافه : ریسمان خام که بر چرخه پیچیده باشند.
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان کزاز بالا بخش سربند شهرستان اراک واقع در ۱۱ کیلومتری شمال خاوری آستانه کوهستانی و سردسیر دارای ۱٠۷۳ تن سکنه . ( اسم ) غوک وزغ .
دانشنامه عمومی
کلاوه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:کلاوه (روانسر)کلاوه (سرپل ذهاب)wiki: بخش مرکزی شهرستان روانسر در استان کرمانشاه ایران است.این روستا در دهستان بدر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۱ نفر (۲۲خانوار) بوده است.wiki: کلاوه (روانسر) کلاوه (سرپل ذهاب). کلاوه (سرپل ذهاب )، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه ایران است.این روس...