معانی کلمه : کلاهکی
فرهنگ فارسی
اَبری فرعی با گسترش اندکی افقی و به شکل کلاهک در قلۀ ابر یا متصل به قسمت فوقانی اَبر کومهای که اغلب به داخل آن نفوذ میکند؛ ممکن است چندین کلاهک روی یکدیگر دیده شوند

اَبری فرعی با گسترش اندکی افقی و به شکل کلاهک در قلۀ ابر یا متصل به قسمت فوقانی اَبر کومهای که اغلب به داخل آن نفوذ میکند؛ ممکن است چندین کلاهک روی یکدیگر دیده شوند