معانی کلمه : کلاه سیاه
لغت نامه دهخدا
کلاه سیاه . [ ک ُ ] (اِخ ) طایفه ای از طوایف ایل قشقائی . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 83).
فرهنگ فارسی
رخنهگری که صرفاً انگیزۀ خرابکاری دارد و عملیات مجرمانهای مانند ورود غیرقانونی به شبکه انجام میدهد
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{black hat} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] رخنه گری که صرفاً انگیزۀ خرابکاری دارد و عملیات مجرمانه ای مانند ورود غیرقانونی به شبکه انجام می دهد
