Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کلانتر

تلفظ بین المللی : /kalˈɑntar/ تلفظ :‌ [kal'AntaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • کلانتر یا شهردار
  • کلانتر میرزا ابوالقاسم
  • کلانتر 2
  • کلانتر 3
  • کلانتر دیزه
  • کلانتر سفلی
  • کلانتر علیا
  • کلانتر و بچه فضایی
  • کلانتر و گمشده فضایی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کلانتر. [ ک َ ت َ ] (اِخ ) دهی از دهستان آغیمون است که در بخش مرکزی شهرستان سراب واقع است و 342 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

کلانتر. [ ک َ ت َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گرمادوز است که در بخش کلیبر شهرستان اهر واقع است و 110 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ای...

فرهنگ عمید

۱. [عامیانه، مجاز] بسیارباهوش و کاری.
۲. (اسم) (نظامی) [منسوخ] رئیس کلانتری.
۳. (اسم) [قدیمی] در دورۀ صفویه تا اوایل قاجار، مسئول شهر یا محله که وظیفه‌اش جمع‌آوری مالیات و برقراری نظم و امنیت بود.
۴. (اسم) [قدیمی] رئیس و سرپرست یک صنف یا گروه.
⟨ کلانتر محل: [عامیانه، مجاز] شخص فضول.

۱. [عامیانه، مجاز] بسیارباهوش و کاری.۲. (اسم ) (نظامی ) [منسوخ] رئیس کلانتری.۳. (اسم ...

فرهنگ معین

(کَ تَ ) (ص تف . ) ۱ - بزرگتر، عظیم تر. ۲ - (ص . ) رییس کلانتری .

دانشنامه آزاد فارسی

کَلانتردر دورۀ صفویه ، عنوان عهده دار امور شهرداری . وی به مشکلات مردم شهر رسیدگی می کرد. دفاع از حقوق آنان دربرابر حاکم شهر، وصول مالیات ها و یکنواخت نمودن زحمات و کارهای مشکل بین مالیات دهندگان و نیز تعیین کدخدایان محلات و ریش سفیدان اصناف برعهدۀ او بود. در شهرهای بزرگ بیش از یک کلانتر وجود داشت . اصطلاح کلانتر به رئیس یکی از دسته های ایل نیز گفته می شود. در زمان قاجاریه به سرپرست اصناف و امروزه...

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) بزرگتر قوم . ۲ - بزرگ اندام تر . ۳ - ( صفت ) کسی که نظم و نسق شهر بدست او بود و کدخدا یان محله را تعیین و اداره میکرد ( صفویه و قاجاریه ) . یا کلانتر شهر . داروغ. شهر . توضیح : وظیف. کلانتر تعیین کدخدا یان محلات و ریش سفیدان اصناف بود که با مشورت و موافقت مردم هر محل و افراد هر صنف معین میکرد . رسیدگی باختلافات کسبه و اصناف و شکایات رعایا و زارعین و رفع ظلم اقویا از ضعیفان و اصلاح حال ...

دانشنامه عمومی

کلانتر (ابهام زدایی). کلانتر یک منصب انتظامی است و ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:حاج ابراهیم کلانترمارشالشرف الدوله کلانترمیرزا محمد کلانتر فارسwiki: استان آذربایجان شرقی است که در دهستان آبش احمد بخش آبش احمد شهرستان کلیبر واقع شده است. روستای کلنترجمعیت این روستا ۶۵۳ نفر می باشد و تعداد خانوار ۱۹۶ خانوار می باشد.این روستا دارای اماکن گردشگری بسیار عالی می باشد و دارای بهتری...

مترادف و متضاد

پیشوا، کدخدا، مهتر

رئیس، سرپرست، متصدی

۱. پیشوا، کدخدا، مهتر،
۲. رئیس، سرپرست، متصدی

reeve (اسم)کدخدا، کلانتر، یلوه مادهsheriff (اسم)کدخدا، کلانتر، داروغه، ضابط شهربانیmarshal (اسم)سر دسته، ارتشبد، مارشال، کلانتر...

کلمات مرتبط

  • کلانتر یا شهردار
  • کلانتر میرزا ابوالقاسم
  • کلانتر 2
  • کلانتر 3
  • کلانتر دیزه
  • کلانتر سفلی
  • کلانتر علیا
  • کلانتر و بچه فضایی
  • کلانتر و گمشده فضایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات