معانی کلمه : کفن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پوشاندن.
۲. پوشاندن مرده با کفن.
پارچهای که مرده را با آن میپوشانند و دفن میکنند؛ جامۀ مرده.
۱. پوشاندن.
۲. پوشاندن مرده با کفن.
پارچه ای که مرده را با آن می پوشانند و دفن می کنند، جامۀ مرده.
۲. پوشاندن مرده با کفن.
پارچه ای که مرده را با آن می پوشانند و دفن می کنند، جامۀ مرده.
فرهنگ معین
(کَ) [ ع . ] (مص م .) پوشاندن جسد مرده با کفن .
(کَ فَ) [ ع . ] (اِ.) پارچة سفیدی که بر تن مرده کنند.
(کَ فَ ) [ ع . ] (اِ. ) پارچة سفیدی که بر تن مرده کنند.
(کَ ) [ ع . ] (مص م . ) پوشاندن جسد مرده با کفن .
(کَ ) [ ع . ] (مص م . ) پوشاندن جسد مرده با کفن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
پوشاندن، پوشانده مرده باکفن، جامه مرده، پارچهای که مرده رابا آن میپوشانندودفن میکنند
( مصدر ) پوشاندن جسد مرده با کفن : ( کفن و دفن میت را انجام دادند ) .
( مصدر ) پوشاندن جسد مرده با کفن : ( کفن و دفن میت را انجام دادند ) .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱پرچانه ۲کسی که در اثر حرافی زیاد دهانش کف کند
/kafen/ پرچانه - کسی که در اثر حرافی زیاد دهانش کف کند
گویش اصفهانی
تکیه ای: kefan / xalɂati
طاری: kefan
طامه ای: kefan
طرقی: kofun / xalɂat
کشه ای: kefan
نطنزی: kefen
مترادف و متضاد
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
دَفِنِه
