کفل . [ ک ُف ْ ف َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ کافل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || ج ِ کفیل . (ناظم الاطباء) رجوع به مفردهای کلمه شود.
سرین؛ ران.
۱. بهره؛ نصیب.
۲. مثل؛ نظیر.
۳. کفالت.
۴. قطعهای از نمد یا پلاس که بر گرد کوهان شتر میگذارند.
۵. کسی که بر ترک شخص سوار میشود.
تکیه ای: kun/ kapal/lombar
طاری: kapal
طامه ای: kefal
طرقی: kefal
کشه ای: doband-e run
نطنزی: kafal
سرین، کفلگاه