معانی کلمه : کفری
لغت نامه دهخدا
یار اگر نازد ز بیت طاق ابرومی رسد
کان دو مصرع در بیاض آفتاب و ماه نیست .
و رجوع به همین کتاب شود.
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] عصبی، خشمگین.
۲. مربوط به کفر.
۳. [قدیمی] کافر.
۲. مربوط به کفر.
۳. [قدیمی] کافر.
فرهنگ معین
(کُ ) (ص نسب . ) کنایه از: خشمگین ، آشفته .
