Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کعب غزال

تلفظ بین المللی : /kˈaʔb q1azˈɑl/ تلفظ :‌ [k'a?b q1az'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کعب الغزال
  • غزال کعبه
  • کعب
  • کعب الاحبار
  • کعب البقر
  • کعب الخنزیر
  • کعب باز
  • کعب دار
  • کعب عمر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کعب غزال. [ک َ ب ِ غ َ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شکر پنیر. آب نبات. زبان بره. ( یادداشت مؤلف ). نوعی از شکر پاره. ( ناظم الاطباء ). کعب الغزال : ببین که میر معزی چه خوب می گویدحدیث هیئت پینو وشکل کعب غزال.انوری.نشانه لگد گور باد سینه آنک ز شاخ آهو دارد امید کعب غزال.ظهیر فاریابی.|| فانیذ بنزد پاره ای از طبیبان. ( یادداشت مؤلف ) : یک من فانیذ که مراد از آن کعب غزال است. ( از اختیارات بدیعی )....

فرهنگ فارسی

شکر پنیر . آب نبات

کلمات مرتبط

  • کعب الغزال
  • غزال کعبه
  • کعب
  • کعب الاحبار
  • کعب البقر
  • کعب الخنزیر
  • کعب باز
  • کعب دار
  • کعب عمر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات