Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کشیده روی

تلفظ بین المللی : /keʃˈideː rˈuje/ تلفظ :‌ [keS'ide: R'uje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روین گی کشیده
  • دست کشیدن روی
  • روی درهم کشیدن
  • روی زمین کشیدن و چرک کردن
  • بر روی کسی جام کشیدن
  • بر روی کشیدن
  • پوست سگ به روی کشیدن
  • کتیبه روی قبر
  • رویداد کشیدن بخیه کودک در بیمارستان خمینی شهر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کشیده روی. [ ک َ / ک ِدَ / دِ ] ( ص مرکب ) آنکه صورت وی دراز باشد. ( از ناظم الاطباء ). اَسیل. مخروط الوجه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

آنکه صورت وی دراز باشد . اسیل

کلمات مرتبط

  • روین گی کشیده
  • دست کشیدن روی
  • روی درهم کشیدن
  • روی زمین کشیدن و چرک کردن
  • بر روی کسی جام کشیدن
  • بر روی کشیدن
  • پوست سگ به روی کشیدن
  • کتیبه روی قبر
  • رویداد کشیدن بخیه کودک در بیمارستان خمینی شهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات