Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کشک سا

تلفظ بین المللی : /kˈaʃk sˈɑ/ تلفظ :‌ [k'aSk s'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کشک سایی
  • کشک ساییدن
  • کشک خود را ساییدن یا سابیدن
  • ساسا کشک
  • کشک ساب
  • ساسار کشت
  • ساعت دسته کوک
  • کشش پای سالم
  • کفشک ترمز چرخ ساب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کشک سا. [ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه کشک ساید. آنکه کشک را در آب ریزد و با دست بساید تا آب کشک بدست آید. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

آنکه کشک ساید . آنکه کشک را د ر آب ریزد و با دست بساید تا آب کشک بدست آید.

کلمات مرتبط

  • کشک سایی
  • کشک ساییدن
  • کشک خود را ساییدن یا سابیدن
  • ساسا کشک
  • کشک ساب
  • ساسار کشت
  • ساعت دسته کوک
  • کشش پای سالم
  • کفشک ترمز چرخ ساب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات