Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کشور ارای

تلفظ بین المللی : /kˈeʃvar ˈaːrˈɑje/ تلفظ :‌ [k'eSvaR 'a:R'Aje]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کشور ارا
  • کشورآرای
  • کشورآرا
  • کشورآرائی
  • کشور
  • کشور ارائی
  • کشور اشوب
  • کشور بها
  • کشور بهم زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( کشورآرای ) کشورآرای.[ ک ِش ْ وَ ] ( نف مرکب ) زیور و زینت کننده کشور. آراینده ٔکشور. آرایش کننده کشور. کشور آرا : بدین شارسان اندرون جای کرددل آرای را کشورآرای کرد.فردوسی.که خوانند شاهان بر او آفرین سوی کشورآرای فغفور چین.فردوسی.شمس رخشان که کشورآرایست تا نبوسد ستانه در تو...سوزنی.نشان جست کان کشورآرای کی کجا خوابگه دارد از خون و خوی.نظامی.ولی چون هست شاهی چون تو بر جای همان شهزادگان کشورآرای.نظ...

فرهنگ فارسی

( کشور آرای ) زیور و زینت کننده کشور . آراینده کشور

کلمات مرتبط

  • کشور ارا
  • کشورآرای
  • کشورآرا
  • کشورآرائی
  • کشور
  • کشور ارائی
  • کشور اشوب
  • کشور بها
  • کشور بهم زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات