Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کشمان

تلفظ بین المللی : /keʃˈemɑn/ تلفظ :‌ [keS'emAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • دینامیک کشسانی
  • راجی کرمانی
  • راست کمان
  • رشیدی کرمانی
  • رنگین کمان
  • رنگین کمان شبنم
  • ریش کشان
  • زاج کرمانی
  • زاغ کمان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

کشمان. [ ک ِ ] ( اِ مرکب ) زمین کشت زراعت کرده شده را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). در حاشیه برهان آمده است : این کلمه مخفف کشتمان است مرکب از کشت ( کاشتن ) + مان ( پسوند اتصاف ) کشتمند :
از حبوبات در همه کشمان
نیست چندانکه درکشند بفخ.
نزاری قهستانی ( از رشیدی ).
النقوع ؛ گوآب در کشمان. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ عمید

۱. زمین های پیرامون ده که در آن ها زراعت کنند.
۲. آیش یا گردش زراعتی که هر سال محصول دیگری غیر از محصول سال قبل بکارند.

فرهنگ معین

(کِ ) (اِمر. ) = کشت مان : زمین زراعت شده .

کلمات مرتبط

  • دینامیک کشسانی
  • راجی کرمانی
  • راست کمان
  • رشیدی کرمانی
  • رنگین کمان
  • رنگین کمان شبنم
  • ریش کشان
  • زاج کرمانی
  • زاغ کمان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات