Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کشتمند

تلفظ بین المللی : /kˈoʃtmand/ تلفظ :‌ [k'oStmand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • سلطان علی کشتمند
  • کشمند
  • اول پدرم را کشتند
  • شارش کشامدی
  • شتر کشتن
  • شتر کشتنی
  • شرکت به کارمند
  • شهوت کشتن
  • فرو کشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

کشتمند. [ ک ِ م َ ] ( اِ مرکب ) کشت. حرث. محصول. مزروع. کشته. آنچه کاشته شده باشد. ( یادداشت مؤلف ). کشاورزی. زراعت : نگه کرد ناگاه بهرام گورجهان دید پر کشتمند و ستور.فردوسی ( شاهنامه ج 4ص 1859 ).جهان دید یکسر پر از کشتمنددر و دشت پر گاو و پرگوسفند.فردوسی.اگر کشتمندی شود کوفته وزان رنج کارنده آشوفته.فردوسی.و گر کشتمندی بکوبد بپای و گر پیش لشکر بجنبد ز جای.فردوسی.تو کشتمند جهانی ز داس مرگ بترس کنو...

فرهنگ عمید

۱. کشتزار، کشتمان، کشمان، زمین زراعتی: دو منزل زمین تا لب هیرمند / بُد آب خوش و بیشه و کشتمند (اسدی: ۱۹۲ ).
۲. محصول.
۳. صاحب کشت، کشاورز: چو جایی بپوشد زمین را ملخ / برد سبزی کشتمندان به شخ (فردوسی: ۶/۶۱۰ ).

کلمات مرتبط

  • سلطان علی کشتمند
  • کشمند
  • اول پدرم را کشتند
  • شارش کشامدی
  • شتر کشتن
  • شتر کشتنی
  • شرکت به کارمند
  • شهوت کشتن
  • فرو کشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات