Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کشاله

تلفظ بین المللی : /keʃˈɑleː/ تلفظ :‌ [keS'Ale:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کشاله رفتن
  • کشاله کردن
  • کشاله ران
  • کِشاله رون
  • غده (زیر بغل و کشاله ران)
  • ترمیم فتق کشاله ران
  • حلقه سطحی کشاله ران
  • رباط کشاله ران
  • فتق کشاله ران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کشاله. [ ک َ / ک ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) دنباله و هرآنچه مانند دنب از پس چیزی کشیده شود. ( ناظم الاطباء ). امتداد. کشش.
- کشاله ران ؛ کش ران. فصل مشترک بین شکم و ران. بن ران. بیخ ران. بیغوله ران. کشال. رجوع به کش و کشال شود.

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] امتداد و درازای چیزی، کشش، دنباله.
۲. (زیست شناسی ) قسمتی در زیر شکم محل اتصال ران ها به شکم است.

فرهنگ معین

(کِ لِ ) (اِ. ) امتداد و دنبالة هر چیزی .

فرهنگ فارسی

کشش، دنباله، امتدادودرازای چیزی
( اسم ) ۱ - امتداد کشش . ۲ - ماهیچ. ( ران ) : کشال. ران . یا کشال. ران . فصل مشترک بین شکم و ران کش ران بن ران بیخ ران بیغول. ران

کلمات مرتبط

  • کشاله رفتن
  • کشاله کردن
  • کشاله ران
  • کِشاله رون
  • غده (زیر بغل و کشاله ران)
  • ترمیم فتق کشاله ران
  • حلقه سطحی کشاله ران
  • رباط کشاله ران
  • فتق کشاله ران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات