معانی کلمه : کشاف
لغت نامه دهخدا
کشاف . [ ک ُ ] (اِخ ) نام قریتی است بساحل رود زاب در موصل و آن را قلعتی بوده بسیار عظیم در نزدیکی مصب رودخانه ٔ زاب . بدان ناحیه نصارا زندگی کنند. (معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
۱. بسیارکشف کننده.
۲. آشکارکننده.
۲. آشکارکننده.
فرهنگ معین
(کَ شّ ) [ ع . ] (ص . ) بسیار کشف کننده ، بسیار پیدا کننده .
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
[علوم کتابداری و اطلاع رسانی] ← واژه یاب
