معانی کلمه : کش دادن
لغت نامه دهخدا
کش دادن . [ ک ِ دَ ] (مص مرکب ) کش گفتن در بازی شطرنج یعنی شاه در خطر است . (یادداشت مؤلف ). رجوع به کش و رجوع به کشت شود.
فرهنگ معین
(کِ. دَ ) (مص م . ) (عا. ) طول دادن ، طولانی کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کش موضوعی ( کلامی ) را . طول دادن آنرا : اصولا این مسئله ای بود که نمیشد یعنی صلاح نبود که کشش داد .
