Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کس و کوی

تلفظ بین المللی : /kˈas vˈa kˈuːj/ تلفظ :‌ [k'as v'a k'u:j]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کس و کار
  • تنها و بی کس
  • بی کس و بائس
  • ان کس که نداند و بداند که نداند اخر خرک لنگ به منزل می رسد
  • باغ تفرج است و بس میوه نمی دهد به کس
  • الکس م و ر ف
  • الکس و اما
  • الکس و لیست
  • محفل محافظ و خیرخواهانه الکس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کس و کوی. [ ک َ س ُ ] ( اِ مرکب ، از اتباع ) قبیله و خاندان و دوستان ( ناظم الاطباء ). قوم و خویش.
- بی کس و کوی ؛ بی کس و بی یار و معین و مهجور. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) قوم و خویش .

کلمات مرتبط

  • کس و کار
  • تنها و بی کس
  • بی کس و بائس
  • ان کس که نداند و بداند که نداند اخر خرک لنگ به منزل می رسد
  • باغ تفرج است و بس میوه نمی دهد به کس
  • الکس م و ر ف
  • الکس و اما
  • الکس و لیست
  • محفل محافظ و خیرخواهانه الکس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات