معانی کلمه : کزوغ
لغت نامه دهخدا
کزوغ. [ ک َ ] ( اِ ) مهره گردن انسان و حیوانات دیگر باشد. ( برهان ). مهره ٔگردن. ( آنندراج ). فقره و هریک از مهره های گردن و پشت انسان و دیگر حیوانات. ( ناظم الاطباء ) :
بزخمی کزوغ ورا خرد کرد
چنین رزم سازند مردان مرد.
بزخمی کزوغ ورا خرد کرد
چنین رزم سازند مردان مرد.
فرهنگ عمید
گردن، مهرۀ گردن.
فرهنگ معین
(کَ ) (اِ. ) مهره ، مهره های گردن و پشت .
