کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کریه-روی | کلماتور
معانی کلمه : کریه روی
تلفظ بین المللی :
/karˈije rˈuje/
تلفظ :
[kaR'ije R'uje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
از روی کره و اجبار
کره مالیدن روی
سیلور کریک شهرستان رایت مینه سوتا
عبد الکریم برجس الراوی
فرودگاه رایانس کریک
کریس رایت
کریگ رایت
گژگوژ کریهوویاک
کریه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کریه روی. [ ک َ ] ( ص مرکب ) کریه المنظر. کریه منظر. زشت. ناخوش دیدار. بدگِل :
گوریست سیاه رنگ دهلیزم
خوکیست کریه روی دربانم.
مسعودسعد.
رجوع به کریه منظر شود.
فرهنگ فارسی
کریه المنظر . زشت
کلمات مرتبط
از روی کره و اجبار
کره مالیدن روی
سیلور کریک شهرستان رایت مینه سوتا
عبد الکریم برجس الراوی
فرودگاه رایانس کریک
کریس رایت
کریگ رایت
گژگوژ کریهوویاک
کریه
نظرات