معانی کلمه : کریان
لغت نامه دهخدا
کریان . [ ] (اِخ ) از دیه های طبرش است . (تاریخ قم ص 139).
کریان . [ ] (اِخ ) از دیه های وازکرود است به ناحیه ٔ قم . (تاریخ قم ص 137).
فرهنگ فارسی
از دیه های واز کرود است به ناحیه قم

کریان . [ ] (اِخ ) از دیه های طبرش است . (تاریخ قم ص 139).
کریان . [ ] (اِخ ) از دیه های وازکرود است به ناحیه ٔ قم . (تاریخ قم ص 137).