Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کرگدن فعل

تلفظ بین المللی : /karɡˈadan fˈeʔl/ تلفظ :‌ [kaRg'adan f'e?l]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تبدیل به فعل کردن
  • فال کردن
  • کرگدن
  • کرگدن دریائی
  • کرگدن مائی
  • کرگدن ها
  • کرگدن بورنئی
  • کرگدن جاوه ای
  • کرگدن دورر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کرگدن فعل. [ ک َ گ َ دَ ف ِ ] ( ص مرکب ) آنکه رفتار و عملش مانند کرگدن باشد. ( فرهنگ فارسی معین ) :
کرگدن فعل جمله بستوهند
کربسوشکل جمله مکروهند.
آغاجی ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه رفتار و عملش مانند کرگدن باشد : [ کرگدن فعل جمله بستوهند کر بسو شکل جمله مکروهند ] . ( اغاجی رودکی )

کلمات مرتبط

  • تبدیل به فعل کردن
  • فال کردن
  • کرگدن
  • کرگدن دریائی
  • کرگدن مائی
  • کرگدن ها
  • کرگدن بورنئی
  • کرگدن جاوه ای
  • کرگدن دورر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات