معانی کلمه : کرگ اسپر
لغت نامه دهخدا
کرگ اسپر. [ ک َ اِ پ َ ] ( اِ مرکب ) سپر از پوست کرگ. این کلمه را ولف در فهرست شاهنامه گُرگ اسپر خوانده و غلط است. ( یادداشت مؤلف ) :
ببارید تیر از کمان سران
به روی اندر آورده کرگ اسپران.
ببارید تیر از کمان سران
به روی اندر آورده کرگ اسپران.
فرهنگ عمید
سپری که از پوست کرگدن ساخته شده باشد: ببارید تیر از کمان سران / به روی اندر آورده کرگ اسپران (فردوسی۲: ۳/۱۲۵۰ ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) سپری که از پوست کرگدن پوشیه باشد ( در نسخ شاهنامه بتصحیف [ گرگ اسپر ] نوشته اند ) .
