کرکری . [ ک ُ ک ُ ] (اِ)جواب نامساعد و سربالا. رجوع به کرکری خواندن شود.
کرکری . [ ک َ ک َ ] (اِ) زالزالک . (یادداشت مؤلف ). در تداول مردم قزوین ، کری . رجوع به زالزالک شود.
کرکرانک#NAME?
= 〈 کرکری خواندن
〈 کرکری خواندن: (مصدر لازم) [عامیانه]
۱. از روی بیقیدی و ناسازگاری با کسی حرف زدن.
۲. جواب نامساعد دادن.
۳. لاف زدن؛ رجز خواندن.
خرخره،نای
از انواع مار بی آزار،ریز جثه کوچک و سرخ رنگ