کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : کرکر کردن
تلفظ بین المللی :
/kˈarkar kˈardan/
تلفظ :
[k'aRkaR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
کرکره کردن
کرکی کردن
صحبت کسی با دیگری گل کردن یا گل انداختن یا کرک انداختن
کروکر کردن
کرک کردن نرم افزار
کر کر کاردن
کرکر
کرکر هو
کرکر و هرهر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کرکر کردن. [ ک ِ ک ِ ک َ دَ ]( مص مرکب ) خندیدن نه به حد. ( یادداشت مؤلف ). || با حداقل درآمد زیستن. با اقل معاش ساختن.
کلمات مرتبط
کرکره کردن
کرکی کردن
صحبت کسی با دیگری گل کردن یا گل انداختن یا کرک انداختن
کروکر کردن
کرک کردن نرم افزار
کر کر کاردن
کرکر
کرکر هو
کرکر و هرهر
نظرات