Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کرنده

تلفظ بین المللی : /karˈandeː/ تلفظ :‌ [kaR'ande:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دگرۀ کُشنده
  • راست کرده
  • رام کرده
  • رد کرده
  • رقیق کننده
  • رم کرده
  • روایت کننده
  • روده کرده
  • روشن کرده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کرنده . [ ] (اِ) کرند سفن . اسم هندی بیخ دارفلفل است . (فهرست مخزن الادویه ).

کرنده . [ ک ُ رَ دَ / ک ُ رِ دِ ] (اِ) لیف جولاهگان . (برهان ) (آنندراج ). لیف جولاهگان و شوی مالان ، یعنی جاروب مانندی که بدان آش و آهار بر جامه زنند. (ناظم الاطباء).شوکةالحائک . (انجمن آرا). شوکة. کرنده ٔ بافکار و آن آلتی است که به وی روی جامه را هموار کنند و آهار برتار جامه ما...

فرهنگ فارسی

( اسم ) دیگی که رنگرز ان بقم و رنگها ی دیگر را در آن جوشانند .
کرند سفن .اسم ندی بیخ دار فلفل است .

کلمات مرتبط

  • دگرۀ کُشنده
  • راست کرده
  • رام کرده
  • رد کرده
  • رقیق کننده
  • رم کرده
  • روایت کننده
  • روده کرده
  • روشن کرده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات