معانی کلمه : کرنده
لغت نامه دهخدا
کرنده . [ ] (اِ) کرند سفن . اسم هندی بیخ دارفلفل است . (فهرست مخزن الادویه ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) دیگی که رنگرز ان بقم و رنگها ی دیگر را در آن جوشانند .
کرند سفن .اسم ندی بیخ دار فلفل است .
کرند سفن .اسم ندی بیخ دار فلفل است .
