Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کرنج کوب

تلفظ بین المللی : /kˈarandʒ kˈuːb/ تلفظ :‌ [k'aRandZ k'u:b]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کرنج
  • کرنج با
  • کرنج بشیر
  • کرنج خانه
  • اندیس مارن کرنج
  • ای ان اس کرنج
  • میدان نفتی کرنج
  • سد کرج
  • شش کانج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کرنج کوب. [ ک َ رَ ] ( نف مرکب ) کوبنده کرنج. کوبنده برنج. که برنج کوبد. برنج کوب. || ( اِ مرکب ) آلتی که با آن برنج کوبند. برنج کوب.
- جواز کرنج کوبی ؛ چوبی که بدان برنج کوبند : در شیخ امیرحسین تغییری پیدا شد و سر خود را مقداری می برداشت و برزمین میزد چون جواز کرنج کوبی. ( انیس الطالبین ص 176 ).

فرهنگ فارسی

کوبنده کرنج . کوبنده برنج . برنج کوب

کلمات مرتبط

  • کرنج
  • کرنج با
  • کرنج بشیر
  • کرنج خانه
  • اندیس مارن کرنج
  • ای ان اس کرنج
  • میدان نفتی کرنج
  • سد کرج
  • شش کانج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات