کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کرمات
تلفظ بین المللی :
/karˈamɑt/
تلفظ :
[kaR'amAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کرمات روی
کرماتورسک
راجی کرمانی
رشیدی کرمانی
زاج کرمانی
اوحدالدین کرمانی حامد
شاه بن شجاع کرمانی
شبکه ٔ کروماتین
صاحب کرامت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کرمات. [ ] ( ع اِ ) ج ِ کرمة. وزنی از اوزان و هر کرمة شش قیراط است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به کرمة شود.
فرهنگ فارسی
جمع کرمه وزنی از اوزان و هر کرمه شش قیراط شود.
کلمات مرتبط
کرمات روی
کرماتورسک
راجی کرمانی
رشیدی کرمانی
زاج کرمانی
اوحدالدین کرمانی حامد
شاه بن شجاع کرمانی
شبکه ٔ کروماتین
صاحب کرامت
نظرات