Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کرم خورده

تلفظ بین المللی : /kˌaramxˈordeː/ تلفظ :‌ [k,aRamx'oRde:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • کرم خورد
  • کرم خوردن
  • کرم خوردگی
  • کرم خوردگی دندان
  • کرم­خوردگی دندان
  • کرد خورد
  • کرد و خورد
  • خوردنی کم ارزش
  • کرم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کرم خورده. [ ک ِ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) هر چیز که آن را کرم خورده و فاسد و ضایع کرده باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

هر چیز که آنرا کرم خورده و فاسد و ضایع کرده باشد.

مترادف و متضاد

grubby (صفت)کثیف، شلخته، کرم خورده، کرموcarious (صفت)پوسیده، کرم خوردهwormy (صفت)کرم خورده، خزنده، کرم مانند، کرم دارvermiculate (صفت)کرم خورده، موج دار، دارای خطوط موجیworm-eaten (صفت)پیر، کهنه، بی ارزش، کرم خورده، فاسد شده، کهن سال، سوراخ شده...

کلمات مرتبط

  • کرم خورد
  • کرم خوردن
  • کرم خوردگی
  • کرم خوردگی دندان
  • کرم­خوردگی دندان
  • کرد خورد
  • کرد و خورد
  • خوردنی کم ارزش
  • کرم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات