Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کردوی

تلفظ بین المللی : /kardˈuːje/ تلفظ :‌ [kaRd'u:je]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ اسم ها
  • کردوی سر
  • ابشار کردوی کن
  • کردویه
  • رها کردنی
  • روغن سرخ کردنی
  • رگ کردگی
  • زاویه ٔ کروی
  • عرقچین کروی
  • باد کرویتسناخ
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

کردوی. [ ک َ ] ( اِخ ) پهلوانی ایرانی است. ( فهرست شاهنامه ٔولف ). در شاهنامه فردوسی چ بروخیم ج 6 ص 1578 گرگوی آمده و در ذیل صفحه ضبط یکی از نسخه بدلها را کردوی آورده و آن را غلط دانسته است. رجوع به گرگوی شود.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:گرگوی
wikijoo: کردوی

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: korduy) (در اعلام) نام دلاوری تورانی (گرگوی) که در نبرد هماون پیران را یاری می‌داد و افراسیاب از او در زمره‌ی کسانی که به دست رستم اسیر یا کشته شده‌اند یاد می‌کند .

اسم: کردوی (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: korduy) (فارسی: کردوي) (انگلیسی: korduy) معنی: نام دلاوری تورانی، ( اَعلام ) نام دلاوری تورانی ( گرگوی ) که در نبرد هماون پیران را یاری می داد و افراسیاب از او در زمره ی کسان...

کلمات مرتبط

  • کردوی سر
  • ابشار کردوی کن
  • کردویه
  • رها کردنی
  • روغن سرخ کردنی
  • رگ کردگی
  • زاویه ٔ کروی
  • عرقچین کروی
  • باد کرویتسناخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات