Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کردوسه

تلفظ بین المللی : /kardˈuːseː/ تلفظ :‌ [kaRd'u:se:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • کردوس
  • کردسه
  • کرکوسه
  • ابو کردوس
  • کردویه
  • کادوسه
  • وادی کردونه
  • اندیس کردوده
  • حشره خوار کروسه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کردوسة. [ ک ُ س َ ] (ع اِ) گله ٔ بزرگ از اسبان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || عضو. اندام . (ناظم الاطباء). رجوع به کردوس شود. || هر استخوان دوگانه ٔ بند اندام چون دو کتف و دو زانو و جزآن . ج ، کُردوس . (منتهی الارب ). هر استخوان دوگانه که در مفصل بهم متصل شوند. (از اقرب الموارد). هر دو استخوانی که در جای جدایی یعنی بند بیکدیگر رسند. (ازشرح قاموس ). || هر استخوان آ...

فرهنگ عمید

۱. دستۀ بزرگ سوار یا اسب.
۲. (زیست شناسی ) دو استخوان که با یک مفصل به هم متصل شده باشند.

فرهنگ فارسی

گله بزرگ از اسبان یا عضو اندام

کلمات مرتبط

  • کردوس
  • کردسه
  • کرکوسه
  • ابو کردوس
  • کردویه
  • کادوسه
  • وادی کردونه
  • اندیس کردوده
  • حشره خوار کروسه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات