معانی کلمه : کردلر
لغت نامه دهخدا
کردلر. [ ک ُ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلیبر بخش کلیبر شهرستان اهر. کوهستانی و معتدل است و 267 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
دانشنامه عمومی
نوعی ریسمان بزرگ و کلفت برای بستن کشتی ها در لنگرگاه یعنی هر جا آب (دریاچه یا رودخانه) باشد به محل سوار شدن قایق یا ...، کردلر گفته می شود. در منطقه ای که در قدیم در آنجا زراعت پنبه انجام می شد کردلر گفته می شود.cord or kord به معنای نخ یا ریسمان که با آن ناف بچه را می بستند یا نخی که با آن کشتی را می بستند. lar ( لر ) پسوند ترکی است.
