معانی کلمه : کردستان
لغت نامه دهخدا
کردستان .[ ک ُ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش حومه ٔشهرستان بهبهان . دشت و گرمسیر است و 1119 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6). فرسخی بیشتر میانه ٔ شمال و مغرب بهبهان است . (فارسنامه ٔ ناصری ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان بهبهان واقع در ۱۲ کیلومتری شمال باختر بهبهان گرمسیر ۱۱۱۹ تن سکنه محصول غله کنجد بنشن برنج و محصولات دامی .
فرسخی بیشتر میانه شمال و مغرب بهبهان است .
فرسخی بیشتر میانه شمال و مغرب بهبهان است .
دانشنامه عمومی
نقل قول
مترادف و متضاد
kurdistan (اسم)
کردستان، قالیچه کردی
