کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کردار-ی | کلماتور
معانی کلمه : کردار ی
تلفظ بین المللی :
/kerdˈɑri/
تلفظ :
[keRd'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اشتباه در گفتار یا کردار
یاقوت کردار
کار افزا ی
کار فزا ی
برنامه ی کار
یک جا ی کار لنگیدن
کادار یانوش
یان کادار
یانوش کادار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کرداری. [ ک ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به کردار نیک. مقرون به کردار خوب :
چون قوت این سلطان وین دولت و این همت
این مخبر کرداری وین منظر دیداری.
منوچهری.
|| عمل کننده. عامل. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به کردار مقرون به کردار عمل کننده عامل : [ چون قوت این سلطان وین دولت و این همت این مخبر کردار ی وین منظر دیدار ی ... ] . ( منوچهری )
کلمات مرتبط
اشتباه در گفتار یا کردار
یاقوت کردار
کار افزا ی
کار فزا ی
برنامه ی کار
یک جا ی کار لنگیدن
کادار یانوش
یان کادار
یانوش کادار
نظرات