کرخی . [ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب به کرخ سامره و چندین جا به این نام هست مانند کرخ بغداد و غیره . (الانساب سمعانی ). رجوع به کرخ شود.
کرخی . [ ک َ ] (اِخ ) ابوجعفر محمدبن قاسم کرخی . وزیر الراضی بااﷲ خلیفه ٔ عباسی بود. رجوع به خاندان نوبختی ص 205 شود.
کرخی . [ ک َ ] (اِخ ) عبد...
فرهنگ فارسی
کرخ بودن کرختی : [ چون عضو کسی را کرخی روی نمود از بهر علاج باید ش قی فرمود ] . [ باید مالید بعد از آن روغن قسط چند انکه پدید گردد او را بهبود ] . ( یوسفی طبیب )
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] کرخی (ابهام زدایی). کرخی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • ابواسحاق اصطخری کرخی، نویسنده کتاب مسالک الممالک• احمد بن هلال کرخی، از پیروان اهل بیت و منحرف از مهدویت و از غالیان• بندار بن عبدالحمید کرخی اصفهانی، لغوی و نحوی قرن سوم...wikifeqh: کرخی_(ابهام_زدایی)...