کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کرختی | کلماتور
معانی کلمه : کرختی
تلفظ بین المللی :
/kerˈexti/
تلفظ :
[keR'exti]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قاسم کرخی
قلعه کرتیل اباد
کراتیت
کراتین
کرتیر
کرتیل اباد
کرخت
کرخت شدن
کرخت کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
کرختی. [ ک َ رَ / ک َ رِ /ک ِ رِ ] ( حامص ) کرختگی. ( ناظم الاطباء ) :
تا کی دل نرم من به سختی افتد
وز گرمی سردان به کرختی افتد.
ظهوری ( ازآنندراج ).
رجوع به کرختگی شود.
فرهنگ فارسی
کرخت بودن کرخی : [ تا کی دل بزم من بسختی افتد وز گرمی سردان بکرختی افتد ? ] ( ظهوری )
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
insentience (اسم)بی حسی، بی جانی، خونسری، کرختیsopor (اسم)گیجی، کرختی، خواب عمیقtorpidity (اسم)ایست، کرختی، حالت بیحالی، حالت سستی...
کلمات مرتبط
قاسم کرخی
قلعه کرتیل اباد
کراتیت
کراتین
کرتیر
کرتیل اباد
کرخت
کرخت شدن
کرخت کردن
نظرات