کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : کرخ کردن
تلفظ بین المللی :
/kˈarx kˈardan/
تلفظ :
[k'aRx k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کخ کخ کردن
کر کردن
کرا کردن
کرخت کردن
کرم کردن
کره کشی کردن
کری کردن
بیحس یا کرخت کردن
کره کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
benumb
(فعل)
بی حس کردن، کشتن، بی قدرت کردن، کرخ کردن
کلمات مرتبط
کخ کخ کردن
کر کردن
کرا کردن
کرخت کردن
کرم کردن
کره کشی کردن
کری کردن
بیحس یا کرخت کردن
کره کردن
نظرات