معانی کلمه : کربن فعال
فرهنگ فارسی
[شیمی] نوعی زغال متخلخل فراوریشده که به سادگی مقادیر زیادی گاز یا بخار یا ناخالصیهای نامطلوب را جذب میکند [مهندسی محیطزیست و انرژی] شکلی از کربن با توانایی جذب زیاد که برای جدا کردن مواد آلی محلول از آب و فاضلاب و حذف بو و مواد سمی از گازهای خروجی صنایع به کار میرود
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{activated carbon, activated charcoal} [شیمی، فیزیک، مهندسی محیط زیست و انرژی] [شیمی] نوعی زغال متخلخل فراوری شده که به سادگی مقادیر زیادی گاز یا بخار یا ناخالصی های نامطلوب را جذب می کند
[مهندسی محیط زیست و انرژی] شکلی از کربن با توانایی جذب زیاد که برای جدا کردن مواد آلی محلول از آب و...
