معانی کلمه : کربسو شکل
لغت نامه دهخدا
کربسوشکل. [ ک َ ب َ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) آنکه به شکل و هیئت کربسو باشد. ( فرهنگ فارسی معین ) :
کرگدن فعل جمله بستوهند
کربسوشکل جمله مکروهند.رجوع به کرباسو، چلپاسه و مارمولک شود.
کرگدن فعل جمله بستوهند
کربسوشکل جمله مکروهند.رجوع به کرباسو، چلپاسه و مارمولک شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه بشکل و هیئت کربسو باشد : [ کرگدن فعل جمله بستوهند کربسو شکل جمله مکروهند ] . ( اغاجی . رودکی )
