Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کرباسه

تلفظ بین المللی : /karbˈɑseː/ تلفظ :‌ [kaRb'Ase:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • قنات کرباسه خواف
  • شانه ٔ کرباس
  • کراسه
  • کرباس
  • کرباس باف
  • کرباس بافی
  • کرباس فروش
  • کرباس فروشی
  • کرباس محله
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کرباسة. [ ک ِ س َ ] (ع اِ) کرباس و اخص از آن است . (از اقرب الموارد). قطعه ای از کرباس . (ناظم الاطباء). رجوع به کرباس شود.

کرباسه . [ ک َ س َ / س ِ ] (اِ) به شبه مار جانوری است ولی پای دارد. (از فرهنگ اسدی نخجوانی ). کربس . سوسمار.(اوبهی ). کربسه . کربش . (صحاح الفرس ). سام ابرص . به تازی الوزغة گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). کرباشه . (فرهنگ جهانگیری ). چل...

فرهنگ عمید

=چلپاسه: چاه پر کرباسه و پرکژدمان / خوردِ ایشان پوستِ روی مردمان (رودکی: لغت نامه: کرباسه ).

فرهنگ معین

(کَ سَ یا سِ ) (اِ. ) چلپاسه ، سوسمار کوچک . کرپاسو، کرپاسه ، کرپاشه ، کربس و کربش هم گویند.

فرهنگ فارسی

چلپاسه، سوسمارکوچک، کلپاسه وکلباسه وکربسووکرباشه وکربش وکربشه نیزگفته شده
به شبه مار جانوریست ولی پای دارد. سوسمار

کلمات مرتبط

  • قنات کرباسه خواف
  • شانه ٔ کرباس
  • کراسه
  • کرباس
  • کرباس باف
  • کرباس بافی
  • کرباس فروش
  • کرباس فروشی
  • کرباس محله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات