معانی کلمه : کدین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
چوبی که گازران با آن جامه را می کوبند، کوبین، شنگینه: دل مؤمنان را ز وسواس امانی / سر ناصبی را به حجت کدینی (ناصرخسرو: ۱۷ ).
فرهنگ معین
(کَ دِ ) (اِ. ) چوبی که رخت شویان با آن جامه را هنگام شستن می کوبیدند. کدنگ و کدینه نیز گفته می شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کدنگ : [ دل مومنان را ز وسواس امانی سر ناصبی را بحجت کدینی ] . ( ناصر خسرو )
