معانی کلمه : کدورت انگیز
لغت نامه دهخدا
کدورت انگیز. [ ک ُ رَ اَ ] ( نف مرکب ) ملال آور. آنکه تولید کدورت کند. ( فرهنگ فارسی معین ) :
چنین که صورت عالم کدورت انگیز است
به بزم دهر تو گویی چراغ بی نورم.
چنین که صورت عالم کدورت انگیز است
به بزم دهر تو گویی چراغ بی نورم.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه تولید کدورت کند : [ چنین که صورت عالم کدورت انگیز است ببزم دهر تو گویی چراغ بی نورم ] . ( کلیم )
