کدو. [ ] (اِخ ) قریه ای است شش فرسنگی جنوب شهر داراب . (فارسنامه ٔ ناصری ).
کدو. [ ک ُ دُوو ] (ع مص ) کَدْوْ. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به کدو شود.
(گیاهشناسی) انواع گیاهان تیرهی خیاریان که میوهی آنها خوراکی است
سردهای از کدوئیان که ابتدا در امریکا کاشته میشدند، اما امروز از میوهها و بذرهای خوراکی آنها در بسیاری از نقاط جهان استفاده میشود
راج.
کُدُو نام روستایی از دهستان فرمشکان بخش کوار استان فارس است و به معنی میان دو کوه می باشد
نام دهکده ای واقع در منطقه ی کجور
کدوی سفید، کدوی دراز
vegetable marrow
کدو بلوطی
acorn squash, delicate squash
کدو تنبل/کدو حلوایی
pumpkin (cucurbita pepo)
کدو اسپاگتی
spaghetti squash (cucurbita pepo)
کدو سبز، کدو مسمایی، زوکینی
courgette, zucchini
تکیه ای: kodü
طاری: küvi
طامه ای: kodu
طرقی: küvi
کشه ای: kühi
نطنزی: kodu