Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کدره

تلفظ بین المللی : /kedˈereː/ تلفظ :‌ [ked'eRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • بو کدره
  • قنات کال کدره مشهد
  • لب کدره
  • راست کرده
  • رام کرده
  • رد کرده
  • رضوان کده
  • رم کرده
  • رنگ کدر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کدرة. [ ک ُ رَ ] (ع مص ) تیره شدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کَدَر. کَدارَة. کُدور. کُدورَة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به هر یک از مصادر فوق شود.

کدرة. [ ک ُ رَ ](ع اِمص ) تیرگی . کدورة. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || تیرگی رنگ . (ناظم الاطباء).والکدرة فی اللون و الکدورة فی الماء و العین . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد...

فرهنگ عمید

( کدرة ) ۱. تیره شدن.
۲. تیرگی.

فرهنگ معین

(کَ رَ) [ ع . ] (اِمص .) تیرگی رنگ ، تیرگی .

( کدرة ) (کَ رَ ) [ ع . ] (اِمص . ) تیرگی رنگ ، تیرگی .

فرهنگ فارسی

گل و لای و حوض که بتک نشسته یا جامه غوک و مانند آن که بر روی آب باشد. لجن

کلمات مرتبط

  • بو کدره
  • قنات کال کدره مشهد
  • لب کدره
  • راست کرده
  • رام کرده
  • رد کرده
  • رضوان کده
  • رم کرده
  • رنگ کدر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات