معانی کلمه : کدبانو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. زن خانه دار، بانوی خانه.
۲. زنی که کارهای خانه را با نظم وترتیب اداره می کند.
۲. زنی که کارهای خانه را با نظم وترتیب اداره می کند.
فرهنگ معین
(کَ ) (ص مر. ) بانوی منزل ، زن خانه دار.
فرهنگ فارسی
زن خانه دار، بانوی انه، زنی که کارهای خانه رابانظم وترتیب اداره کند
( صفت اسم ) ۱ - زنی که خانه را اداره کند بانوی خانه بی بی خاتون . ۲ - ( مخصوصا ) زنی که امور خانه را بخوبی و نظم و ترتیب اداره کند خانه دار . ۳ - زن زوجه : [ نفس است کد بانوی من من کدخدا و شوی او کد بانو یم گر بد کند بر روی کد بانو زنم ] . ( مولوی )
( صفت اسم ) ۱ - زنی که خانه را اداره کند بانوی خانه بی بی خاتون . ۲ - ( مخصوصا ) زنی که امور خانه را بخوبی و نظم و ترتیب اداره کند خانه دار . ۳ - زن زوجه : [ نفس است کد بانوی من من کدخدا و شوی او کد بانو یم گر بد کند بر روی کد بانو زنم ] . ( مولوی )
مترادف و متضاد
زن، زوجه، همسر
صرفهجو، مقتصد
بانو، بیبی، خاتون، خانم، خانهدار ≠ کدخدا
۱. بانو، بیبی، خاتون، خانم، خانهدار
۲. زن، زوجه، همسر
۳. صرفهجو، مقتصد ≠ کدخدا
واژه نامه بختیاریکا
کی وِنو
